<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دست نوشته هاي يك پسر غرغرو</title>
<link>http://arakguys.blogfa.com/</link>
<description>دلنوشته!!!!</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 11 Dec 2009 10:53:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>شايد سكوت</title>
<link>http://arakguys.blogfa.com/post-211.aspx</link>
<description>اشتياقي كه به ديدار تو دارد دل من&lt;/p&gt;&lt;p&gt;    دل من داند و من دانم و تنهايي من&lt;/p&gt;&lt;hr width=&quot;100%&quot; size=&quot;2&quot; /&gt;&lt;p&gt;بعضي وقتا حرفات اونقدر زياد ميشن كه ترجيح ميدي بجاي به زبان آوردنشون سكوت كني.مثل همين الان.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;س ك و ت !!!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 11 Dec 2009 10:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arakguys&amp;postid=211</comments>
<dc:creator>arakguys</dc:creator>
<guid>http://arakguys.blogfa.com/post-211.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همینم که هستم</title>
<link>http://arakguys.blogfa.com/post-210.aspx</link>
<description>من اگه خوب باشم یا بد همینم که هستم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگه ترسو باشم یا بزدل و شایدم شجاع همینم که هستم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگه کله خر باشم یا بچه ی فوق مثبت همینم که هستم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر چیز دیگه ای باشم همونم که هستم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;میخوای بخوا نمیخوای هم به درک نخوااااااا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من همینم که هستم.اگه باهام حال نمیکنی به سلامت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مواظب حرفای نیش دارت هم باش که ییهو دیدی بدجوری جوابتو دادم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من میدونم تو چه مرگته ولی چون دوست ندارم ضعف کسیو به روش بیارم چیزی بهت نمیگم ولی تو جلوی همه س بروبچ هر چی شده بود رو بلند بلند بلند جار زدی.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;متاسفم برات&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;طرف صحبتم یکی ازدوستان بود.از بچه های نت نیست ولی چون خیلی دلم ازش پر بود اینجا حرفامو زدم.معلوم نیست دوباره کی بآپم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لله اعلم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 14:25:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arakguys&amp;postid=210</comments>
<dc:creator>arakguys</dc:creator>
<guid>http://arakguys.blogfa.com/post-210.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>متنفررررر</title>
<link>http://arakguys.blogfa.com/post-209.aspx</link>
<description>من از جهانی دگرم ، &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساقی از این عالم واهی رهایم کن ، &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نمی خواهم در این عالم بمانم ، &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیا از این تن آلوده و غمگین جدایم کن. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو را اینجا به صدها رنگ می جویند ، &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو را با حیله و نیرنگ می جویند ، &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو را با نیزه ها در جنگ می جویند ،&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;تو را اینجا به گرد سنگ می جویند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;تو جان می بخشی و اینجا به فتوای تو می گیرند جان از ما.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;نمی دانم کیم آدمم روحم خدایم یا که شیطانم ، &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو با خود آشنایم کن. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر روح خداوندی دمیده در روان آدم حواست پس ای مردم ، خدا اینجاست ، &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدا در قلب انسانهاست. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به خود آ تا که در یابی ، &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدا در خویشتن پیداست. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همای از این عالم پر پرواز خود بگشود &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و در خورشید و آتش سوخت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خداوندا بسوزانم ، همایم کن. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نمی خواهم در این عالم بمانم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; بیا از این تن آلوده و غمگین جدایم کن.&lt;/p&gt;&lt;hr width=&quot;100%&quot; size=&quot;2&quot; /&gt;&lt;p&gt;پ ن 1:بعضی وقتا وقتی که به آدمای این دوره فکر میکنم از اخلاقیاتشون عقم میگیره.دلم میخواد ازشون هر چه بیشتر فاصله بگیرم و چشمم کمتر تو چشمشون بیفته.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;چرا همه اینجورکی شدن؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;شاید خودمم اینجورکی باشم  و ندونم.شاید...&lt;/p&gt;&lt;p&gt;میخوام برای مدتی فقط برای خودم باشم.منو ببخشید&lt;/p&gt;&lt;p&gt;تمام.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 29 Oct 2009 19:52:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arakguys&amp;postid=209</comments>
<dc:creator>arakguys</dc:creator>
<guid>http://arakguys.blogfa.com/post-209.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چی بگم از کجا بگم؟</title>
<link>http://arakguys.blogfa.com/post-208.aspx</link>
<description>وقتی خاطره های آدم زیاد میشه&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دیوار اتاق پر از عکس میشه&lt;/p&gt;&lt;p&gt;همیشه دلت واسه کسی تنگ میشه&lt;/p&gt;&lt;p&gt;که نمیتونی عکسشو به دیوار بزنی&lt;/p&gt;&lt;hr width=&quot;100%&quot; size=&quot;2&quot; /&gt;&lt;p&gt;پ ن:اگه بهتون سر نمیزنم دلیل بی محلی یا نامردی نیست.دلیل چیز دیگه ای هست.به یادتون هستم حتی اگه پیشتون نباشم. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;تعارف هم نیست&lt;/p&gt;&lt;p&gt;شما هم منو به این خاطر ببخشید&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 21 Oct 2009 12:03:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arakguys&amp;postid=208</comments>
<dc:creator>arakguys</dc:creator>
<guid>http://arakguys.blogfa.com/post-208.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عصبانیییییییییییییییییی</title>
<link>http://arakguys.blogfa.com/post-207.aspx</link>
<description>کلی نوشتم ولی این بلاگفای لعنتی مسخره بازی در آرود&lt;/p&gt;&lt;p&gt;باید از اینجا اثاث کشی کنم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پست فرت&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 09 Oct 2009 06:04:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arakguys&amp;postid=207</comments>
<dc:creator>arakguys</dc:creator>
<guid>http://arakguys.blogfa.com/post-207.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>امروز من</title>
<link>http://arakguys.blogfa.com/post-205.aspx</link>
<description>امروز غروب كه از مدرسه برميگشتم تصميم گرفتم پياده و تنهايي كل مسير رو طي كنم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;تو اين نيم ساعت راه كلي تو دلم حرف زدم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;همه ي حرفهايي كه تو دلم مونده بودن.آخرش نزديك بود وسط خيابون گريه ام بگيره.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;همه ي حرفايي رو كه ميخواستم تو اين مدت نميدونم چند ماهه شايدم چند ساله بزنم؛همه رو جمع و جور كردم و تيتر وار به خودم گفتم.تا حداقل گفته باشم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;تا حداقل اينو بفهمم كه يكي هست كه حرفمو گوش بده و اون خودم بودم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;يه مسيرخلوت رو انتخاب كردم و تو تاريكي اول غروب راه افتادم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;چه باحال بود!!بيخيال و آروم راه ميرفتم.بي هيچ هدفي.&lt;/p&gt;&lt;p&gt; اين چند سال رو مرور كردم.بيشتر حرفم با دو سال اخير بود.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;آخراي مسير ديگه داشت با خودم دعوام ميگرفت(تو رو خدا به اين ساختار گير نديد)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;وقتي كه همه ي حرفام رو زدم؛وقتي كه همه چيز رو گفتم آرومكي يه چيز خيس دويد تو چشمم!!!!!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;نخواستم ادامه اش بدم.بيخيالش شدم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ميخوام يه هفته اي با خودم تنها باشم.تنهايي رو دوست دارم.حال ميده.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ديگه متنم نمياد.&lt;/p&gt;&lt;hr width=&quot;100%&quot; size=&quot;2&quot; /&gt;&lt;p&gt;پ ن 1:كي باورش ميشه يه هفته از مدرسه ها پريد؟؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ ن 2:حالا كي باورش ميشه امروز امتحان رياضي داشتيم؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ ن 3:آهنگ جديد مسعود سعيدي بنام بلاي جون. حتما دانلودش كنيد.فضاي آهنگشو دوست دارم(متنش نه)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;http://173.45.78.136/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=2769&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بالايي لينكشه&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ ن 4:حس درس هم هست و هم نيست.زيست امسال رو بايد چيكار كنم؟معلمش كه فرت(يعني پرته)قراره به گاج و كاظم(قلم چي) متوسل بشيم.اينم از اوضاع ماااا&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ ن 5:ببخشيد اگه كامنت ها رو دير جواب دادم.هنوز چنتا از كامنت هاي پست قبلي بي جواب مونده&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ ن 6:شايد وبلاگو تعطيل كنم.بعضي وقتا كه خيلي اذيت ميشم اين به سرم ميزنه(نظر شما چيه؟)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خدانگهدار همه شايد براي آخرين بار!!!!!&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 30 Sep 2009 20:37:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arakguys&amp;postid=205</comments>
<dc:creator>arakguys</dc:creator>
<guid>http://arakguys.blogfa.com/post-205.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا ميره جلو عقربه هي؟     متنفرم از ته دل من از اول مهر</title>
<link>http://arakguys.blogfa.com/post-204.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;خوب ديگه خوردن و خوابيدن بسه.بايد از امروز ديگه صبح زود از خواب بيدار شيم(مگه پادگانه كه بايد ساعت 6 صبح بيدار بشيم؟).&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;امروز صبح ساعت 5:30 بيدار شدم(براي خودم هم عجيب بود).بعد از خوردن صبحونه و بقيه ي كارهايي كه يه آدم اول صبح انجام ميده ساعت شيش و ربع از خونه زدم بيرون(ساعت شيش و نيم با ميثم و ديويد قرارداشتم(مقصرمن نيستم.داوود اين زمانو پيشنهاد كرد.خودش هم ميگفت آخه كي اين موقع صبح ميره مدرسه؟اصلا كدوم احمقي اين پيشنهادو داد.ما هم بهش تذكر داديم كه اون احمق خودت بودي.تازه 2 زاريش افتاد چه خبره.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ميگفتم؛راه افتاديم و حدودا بيست دقيقه ي ديگه به مدرسه رسيديم.ديديم فقط ده نفر اومدن اونا هم بچه هاي اول بودن.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;رفتيم گوشه ي حياط و حدودا 45 دقيقه اونجا فك زديم تا زنگيدن و رفتيم سر صف ها.تو اين مدت كلي از بچه هاي پارسال رو دوباره ديدم.از مملي بگير تا مجيد!!!!! &lt;/p&gt;&lt;p&gt;بازار بوس بوس كاري هم داغ بود.(نيش باز)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اول همه آقاي گريزي ناظم مدرسه يا يه جوري همه كاره ي مدرسه حدودا نيم ساعت سخنراني كرد  و عقده اي اين سه ماه سخنراني نكردنش رو خالي كرد.بعدش هم سردار قاسمي فرمانده ي سپاه اراك اومد و اون هم نيم ساعت فك زد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بعدش هم به يه سري از برو بچه هايي كه تو مسابقات علمي رتبه آورده بودن جايزه دادن(چقدر زود!!)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;حدودا ساعت 9 شده بود كه رفتيم سر كلاس.(خدا رو شكر كلاس امسال طبقه ي سوم هست و مثل پارسال مجبور نيستيم 4 طبقه رو متر كنيم خدا رو شكر).&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بعد از نيم ساعت آقاي كرمي دبير رياضي اومد.نيم ساعت سخنراني و يه و نمي ساعت مابقي هم جون كندن(راستي مسالهم كلاسمون پنجره اش رو به خيابون باز ميشه و حسابي كيف ميكنيم.نميدونيد از اون بالا كل شهر رو ديد زدن چه فازي ميده.البته بچه ها براي ديد زدن جاهاي ديگه هم استفاده ميكنن كه همين موضوع كلي دردسر برامون درست كرده بود.)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;زنگ دوم باز هم آقاي كرمي اومد(عجبااا).گفت كه حوصله تون روندارم بريد خونه(ما هم از خدا خواسته در طرفه العيني طبقه ي پايين بوديم(سرعت عمل رو داريد!!)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;برگشت رو پياده اومديم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ميگما اين پليس ها هم چقدر عقده اي هستن.سه ماه نبودن بهمون گير بدن باز تا مدرسه ها بازشدن اونا هم پيداشون شد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;قضيه از اين قراره:داشتيم برميگشتيم خونه كه براي كوتاه تر شدن راه انداختيم تو يه مسير فرعي.از قضا تو اين مسير يه دبيرستان دخترونه هم هست(من چيكار كنم كه از هر طرف بخوايم بريم سر راهمون دبيرستنا دخترونه هست؟) ادامه ميدم:سر كوچه ي اون مدرسه هم يه سوپرماركت هست.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دم ظهر بود و هوا گرم.قبلش هم كلي هله هوله و از اين جور چيزا خورده بوديم و حسابي تشنه مون شده بود.من رفتم تو سوپرمازكت كه آب بخرم و بچه ها هم جلوي در وايسادن.تا اومدم بيرون ديدم يكي از اين گشت هاي پليس جلوي بچه ها وايساده و داره سيم جيمشون ميكنه.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اولش فكر كردم بچه ها كاري كردن ولي وقتي رفتم جلوتر ديدم كه پليسه ميگه كه اينجا براي چي وايساده بوديد؟بچه ها هم موضوع رو گفتن.پليسه هم كه منو با يه بطري آب معدني ديد ديگه نتونست چيزي بگه(كلي حال كرديم كه ضايع شد).&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بعدش هم گفت كه ديگه اين طرفا نبينمتون؛منم گفتم كه نميشه.آخه مسيرمون از اين طرفه.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اونم ديگه چيزي نگفت و رفت.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اين بود خاطره ي روز اول مهر.&lt;/p&gt;&lt;hr width=&quot;100%&quot; size=&quot;2&quot; /&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;پ ن 1:اين پست متنش به دلم ننشست.شايد چونكه سريع نوشتمش&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;پ ن 2:آخ جون فردا ميريم عروسييييييييي (حالا دست دست شله شله  آقايون دست خانوما رقص حالا برعكس  خوب ديگه بسهوبريد خونه هاتون.مراسم تموم شد).&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;باي همگي.(بوسسسسسسس)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 23 Sep 2009 17:32:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arakguys&amp;postid=204</comments>
<dc:creator>arakguys</dc:creator>
<guid>http://arakguys.blogfa.com/post-204.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ولم کن!!!!</title>
<link>http://arakguys.blogfa.com/post-203.aspx</link>
<description>&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;
بازم شب شد.بازم همون کابوس همیشگی&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;تا چشمام رو رو هم میزارم بازم ترسش تو جونم رخنه میکنه.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;الان یه ساله با منی.خوب آخرش هم نگفتی چی ازم میخوای؟بگو دیگه!یادته پارسال همین موقع ها بود که اومدی.یه شب بدون دعوت.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;اگه مهمونم بودی:1-مهمون که صاحبخونه اش رو داغون نمیکنه.میکنه؟؟ 2-مهمون یه روز ؛فوقش دو روز نه اینکه یه سال و اندی...&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;دعوت رو میگفتم؛گفتم که یه شب بدون دعوت اومدی و هنوزم نرفتی.حداقل بزار تو شبام راحت باشم.چیز زیادی میخوام؟&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;آخخخخخخ تمومش کن بره.تمومش کن.برو.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;هر شب وقتی که میخوام لامپ رو خاموش کنم بازم فکر توی لعنتی میاد سراغم.کار هر شبمه!گفتم که؛ یک سال و اندی!!!&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;دیگه دستم به نوشتن نمیره. تماس فرت.!!!!&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;hr width=&quot;100%&quot; size=&quot;2&quot; /&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;پ ن 1:ماه رمضون داره تموم میشه.یکی نیست بگه خب که چی؟وقتی که شروع شد چه استفاده ای ازش کردی که داری اینطور ..بیخیال بابا.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;تموم شد و من که کاریش نکردم.فقط گرسنگی کشیدم.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;پ ن 2:مدرسه ها داره شروع میشه.دلم برای مدارس و همه چیزش تنگ شده.حتی برای سختیاش.(البته بگم که زیاد طول نمیکشه از مدرسه هم متنفر میشم).&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;پ ن 3:آسمون اراک دیشب خیلی قاطی کرده بود.جاتون خالی کلی رعد و برق زد.ساعت 2 نصف شب آنچنان شیشه های خونه میلرزیدند که گفتم داره زلزله میاد و الانه که زیر آوار ...انا لله و انا الیه راجعون.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;اندازه گرفتم تو هر دقیقه حدود 35 تا صاعقه میزد(رکورد خوبیه)؟کلی هم بارون اومد&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;هوا بوی نم گرفته&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;پ ن 4:از این به بعد هر وقت آپ کنم خبر نمیکنم.میخوام ببینم دوستان چقدر به فکرم هستن.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;پ ن 5:میخواستم یه آهنگ براتون آپ کنم ولی سرور درست و حسابی پیدا نشد.آهنگ sheًٍٍّّٰٰٔٔs gone از گروه black sabbath.تنها آهنگیه که باهاش گریه کردم.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;پ ن6 :و دیگر هیچ.تموم شد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;خدانگهدار&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sat, 19 Sep 2009 04:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arakguys&amp;postid=203</comments>
<dc:creator>arakguys</dc:creator>
<guid>http://arakguys.blogfa.com/post-203.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دلم گرفته</title>
<link>http://arakguys.blogfa.com/post-202.aspx</link>
<description>
خدا بی هیچ مقدمه چینی میرم سر اصل مطلب.&lt;p&gt;خیلی سنگدل شدم نه؟دقیقا مثل یه سنگ که هیچ حسی نداره؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;میدونم.یادمه سال های قبل که دم افطارمیشد کلی باهات حرف میزدم.یادمه کلی دعا میکردم.یادمه همه رو تو دعاهام در نظر داشتم.یادمه هیچ کسیو از قلم نمینداختم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اووووه.شب قدر پارسالو یادته؟ خداییش ترکونده بودم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;یادمه اونشب چقدر گفتم   الهی العفو   الهی العفو......&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اونشب صد و بیست بار به عزیز ترین هات قسمت دادم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;به پیامبرت&lt;/p&gt;&lt;p&gt;به امام علی الی صاحب الزمان.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خوب امسال هم گفتم ولی...؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اما الان که یاد اون روزا میافتم بیشتر میسوزم.میسوزم چون میبینم نسبت به پارسال کلی فرق کردم.خیلی.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خیلی بیشتر از اونکه فکرشو بکنی&lt;/p&gt;&lt;p&gt;آره!!! امسال تلافی همه ی قطره هی اشکمو در آوردم.امسال حسابی خسیس بازی درآوردم و حتی شب قدر یه قطره اشک هم نریختم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خودم هم تعجب کردم.تو مسجد برّو بر ملتو نگاه کردم که گریه میکردم.پس چرا گریه نکردم؟حتی العفو ها رو هم از ته دل نگفتم؟ فقط لبام تکون میخوردن و فکرم یه جای دیگه بود؟کجا بود؟  نمیدونم!!!!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;حتی دیگه سر سفره ی افطار هم دعا نمیکنم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دیگه نمیتونم ادامه بدم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بغضم بهونه ای بود برای گفتن این حرفا که خیلی وقت بود که تو دلم سنگینی میکردن و گلومو میسوزوندن.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;شاید آرامتر شوم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;شاید...&lt;/p&gt;&lt;hr width=&quot;100%&quot; size=&quot;2&quot; /&gt;&lt;font color=&quot;#110803&quot; style=&quot;color: rgb(255, 255, 255);&quot;&gt;&lt;font&gt;&lt;font style=&quot;font-size: 8pt; font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;font style=&quot;font-size: 8pt;&quot;&gt;جلسه آینده هم اندیشی وبلاگ نویسان اراکی در روز چهارشنبه ۱ مهر با موضوع نقد وبلاگ &lt;a href=&quot;http://sanfuni.blogfa.com/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;سالهای بلند من بی تو&lt;/a&gt; به آدرس &lt;a href=&quot;http://sanfuni.blogfa.com/&quot;&gt;http://sanfuni.blogfa.com/&lt;/a&gt; راس ساعت ۵  توسط موسسه زیست محیطی کیمیای سبز در کانون کار آفرینی استان مرکزی برگزار می شود. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;font style=&quot;font-size: 8pt;&quot;&gt;آدرس: اراک میدان دارایی خیابان ۲۲ بهمن جنب بنیاد شهید کانون کار آفرینی استان مرکزی طبقه چهارم&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font style=&quot;font-size: 8pt;&quot;&gt;                                    (( موسسه زیست محیطی کیمیای سبز))&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font style=&quot;font-size: 8pt;&quot;&gt;* از دیگر دوستان خواهشمند است این اطلاعیه را در وبلاگ خود برای اطلاع رسانی به سایر دوستان قرار دهند&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Sep 2009 17:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arakguys&amp;postid=202</comments>
<dc:creator>arakguys</dc:creator>
<guid>http://arakguys.blogfa.com/post-202.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> امشب شب قدر است. قدر بدانیم</title>
<link>http://arakguys.blogfa.com/post-201.aspx</link>
<description>سلام دوستان.حالتون خوبه؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خیلی وقته میخوام آپ کنم ولی دستم به نوشتن نمیره.نمیدونم
چرا؟فک کنم اینم از عوارض روزمرگی هست(فایر فاکس میمیک ها رو نشون نمیده
پس از میمیک های نوشتاری استفاده میکنیم!!!!!)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امشب شب &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 255, 0);&quot;&gt;قدره&lt;/span&gt;.نمیدونم چند تااز شما قدر شب قدر رو میدونید؟چند تاتون شب زنده داری میکنید.ولی ازتون میخوام .که امشب منو هم دعا کنید. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;هر کی دعا میکنه منو هم داشته باشه(قربون مرامتون) (بوس)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شب &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 255, 0);&quot;&gt;قدره&lt;/span&gt;؛قدر بدونید&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شب &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 255, 0);&quot;&gt;قدره&lt;/span&gt;؛قدر بدونید&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شب &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 255, 0);&quot;&gt;قدره&lt;/span&gt;؛ قدر بدونید&lt;/p&gt;
&lt;hr width=&quot;100%&quot; size=&quot;2&quot; /&gt;
&lt;p&gt;پ ن 1:تو همین روزا آپ میکنم.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;پ ن 2:یه هفته شد!!!(میمیک نیش باز)&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;پ ن 3:کی پایه هست امشب بریم مسجد؟؟؟؟&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;پ ن 4:فعلا خدا نگهدار همتون                                &lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;امضا:علیرضا؛یه پسر غرغرو&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img height=&quot;407&quot; width=&quot;537&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/06/1889911319416864467101411288726739138.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Tue, 08 Sep 2009 09:24:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arakguys&amp;postid=201</comments>
<dc:creator>arakguys</dc:creator>
<guid>http://arakguys.blogfa.com/post-201.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
