تبليغاتX
دست نوشته هاي يك پسر غرغرو - هر چي فكر كردم عنواني براش نيافتم!!!!!!!!!!!!!!!


دست نوشته هاي يك پسر غرغرو

دلنوشته!!!!

اول سلام.

دوم:چند روزيه كه تابستون شروع شده(چند روز؟چون ميدونم مثل برق ميره دوست ندارم بدونم .چون اگه بدونم چند روز رو گذروندم بدو ناينكه كاري كنم حسابي اعصابم خورد ميشه).تقريبا هيچ كاري نكردم.

ميخواستم برم كلاس فوتوشاپ بعدش ديدم كه 70 ساعت آموزشي داره و اينجوري به كلاسهاي مدرسه ميخوره و بعدش واويلا

زبان هم باس برم ايران شايدم نوين ببينم  چي ميشه؟

دلم ميخواد  برم مدرسه.ديوونه ام نه؟خوب چيكار كنم من مدرسه ميخوام.(گريه شديد)

از اول تابستونه كه ميخوام دروس پايه دوم رو دوره كنم.هي امرو فردا ميكنم.ببينيم چه موقع چله اش ميبره؟


پ ن1:چرا هوا اينقدر زاخاره؟من آفتاب ميخوام.اراك رو كلا گرد و خاك گرفته

پ ن 2:از همه ي عزيزان معذرت ميخوام.نميدونم چرا ولي اصلا حال ندارم جواب نظراتتون رو بدم.منو ببخشيد.شايد فرصتي دگر

پ ن 3:خودمو خفه كردم بس كه فيلم ديدم.يكي منو بگيره.

پ ن 4:ديگه چي ميخواستم بگم؟

پ ن 5:يادم نيست.اگه يادم اومد بازم ميگم.

پ ن 6:عزيزاني كه معتكف ميشيد منو هم دعا كنيد.احتياج دارم.

پ ن 7:مراقب خودتون باشيد عزيزانم.باي باي بوس بوس

نوشته شده در 88/04/14ساعت 8:56 توسط علیرضا| |


Design By : Night Skin