دست نوشته هاي يك پسر غرغرو
دلنوشته!!!!
من که آقای خاتمی رو حمایت میکنم.شما چطور؟ سلام به همه.یه مدتی از دست من راحت بودین ولی خیلی خوشحال نباشید.چون من دوباره برگشتم. این کامپیوتر من که حال و روز درست و حسابی نداشت.داشنی کار میکردی ییهو میدیدی خاموش میشد و بوی لحیم کاری ازش میزد بیرون.اون قدر هم بوش خفن بود که کل اهل خونه از دست من شاکی میشدن تا اینکه.... تا اینکه یه روز همین طور خاموش شد ولی دیگه روشن نشد. خوب خوب بود.اینطور میتونستم یه کم به درسام برسم.همین طور هم شد ولی خوب بدون کامپیوتر که نمیشد زندگی کرد.برای همین تصمیم گرفتم که خودم کامپیوتر رو تعمیر کنم.خوب احتمال دادم که فن سی پی یو مشکلی داره برای همین سی پی یو رو باز کردم.دیدم خبری نیست.اومدم که فن رو جا بندازم یه کم فشار دادن زیاد همان و شکستن یکی از پایه ها همان. بیخیال شدم و بردمش تعمیرگاه کامپیوتر. طرف تا یه نگاهی به سیستم انداخت گفت:انگار که خیلی دوست داری مهندس بشی. من:چطور مگه؟ آقای تعمیرکار:اومدی فن رو درست کنی زدی پایه اش رو هم شکستی؟ من هم در حد تیم ملی سرخ شدم فرداش رفتم گفت که پاور و فن سی پی یو مرخص هستن.من هم مجبورم که 25000 تومان ناقابل خرج کنم.آره دیگه.این بود که سیستمم بعد از مدت مدیدی از حالت کما خارج شد و دیروز بعد از ظهر تحویلش گرفتم. این دلیلی بر فقدان چند روزه ی من بود در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی میشدهاست که در همان روز که
نامش با نام ماه مقارن میشد، جشنی ترتیب میدادند متناسب با نام آن روز و
ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه، «مهر» نام داشت و که در ماه مهر، «مهرگان» لقب میگرفت و میبینیم که چگونه هر جشنی با معنی و مفهوم عمیق خود برای مردم شادی میآفرید. روز آبان در ماه آبان جشن «آبانگان» است یعنی جشن ستایش آب و روز آذر
در ماه آذر جشن «آذرگان» است یعنی جشن ستایش آتش و همین طور روز پنجم ماه
دوازدهم (اسفند)، «سپندارمذ» یا «اسفندار مذ» نام داشت که جشنی با همین عنوان میگرفتند. «سپندارمذگان» روز زن و زمین است. روز پنجم اسفند در همه گاهشماریهای ایرانی به عنوان روز جشن اسپندار مذگان شناخته میشود. هم اکنون در برخی جاها، به جای روز سپندارمذ (پنجم) از ماه سپندارمذ
(اسفند)، روز بیست و نهم بهمن را روز جشن سپندارمذگان میدانند. در باره
پرسش بخاطر وجود دوگانگیها باید گفت که جشنها و فاصلههای میان آنها در
نوشتههای کهن ایرانی دارای تعریف و اندازههای مشخصی است که به مانند
دانههای یک زنجیر در پیوستگی کامل با یکدیگر هستند. تغییر جای یکی از
آنها، موجب گسست همه این رشته خواهد شد. چنانکه در منابع ایرانی آمدهاست، جشن سده پس از ۴۰ روز از شب یلدا یا
چله، و پس از ۱۰۰ روز از اول آبان قرار دارد. همچنین جشن سده، پیش از ۲۵
روز از جشن اسفندگان است. این اندازهها و فاصلههای تعریف شده در نوشتهها و ریشه نامههای کهن
ایرانی، تنها با گاهشماری ایرانی با ماههای سی و یک روزه (مبدأ هجری
خورشیدی کنونی) که بزرگترین دستاورد دانش گاهشماری در جهان است، همسان
است؛ ولی با کتابچهای نوساخته که در چند سال گذشته در ایران با نام
سالنمای دینی زرتشتیان چاپ میشود، هماهنگی ندارد. چرا که در این کتابچه،
فاصله ۱۰۰ روزه از اول آبان تا جشن سده به ۱۰۶ روز، فاصله ۴۰ روزه شب چله
(یلدا) تا جشن سده به ۴۶ روز، و فاصله ۲۵ روزه جشن سده تا سپندارمذگان
(اسفندگان) به ۱۹ روز رسیدهاست. این فاصلهها با هیچکدام از اسناد و
منابع و تاریخنامههای ایرانی هماهنگی ندارد. اینها نمونههایی از آشفتگیهایی است که منتشرکنندگان این کتابچه در
ذهن نوجویان ایجاد کرده و نه تنها نظام قانونمند گاهشماری ایرانی را مخدوش
کردهاند، بلکه اختلالهایی نیز در تقویم سنتی یزدگردی زرتشتی که در میان
بسیاری از زرتشتیان ایران و عموم زرتشتیان هند و جهان رواج دارد، به وجود
آوردهاند. قدمت بیست ساله این تقویم، دستکاریهای فراوان در گاهشماری ایرانی و
زرتشتی، نبود هیچگونه سامانه کبیسهگیری و تعریف مشخص از طول سال، مبدأ
سالشماری ساختگی و نیز اختلافهای فراوان با دیگر زرتشتیان جهان باعث شده
که زرتشتیان نیز چنین دستکاریهایی در قواعد سنتی و دینی را نادرست شمارند. از این رو، زمان درست شب یلدا برابر با شامگاه ۳۰ آذر، جشن سده در ۱۰ بهمن و جشن سپندارمذگان (اسفندگان) در ۵ اسفند است.

تاریخچه
آیینها
اختلاف در زمان برگزاری
| Design By : Night Skin |

