|
قسمت ۱ .برداشت اول
آخ كه چقدر دلم براي روزهاي باروني تنگ شده.اون روزا كه بارون با شدت به زمين ميزنه و فقط و فقط صداي شلاق مانند برخورد قطرات بارون با زمين مياد.
بوي نم خاك .. بوي سبز... صداي شر شر ناودون همه چيزشودوست دارم.
حتي اون حس دلتنگي و گرفتگيش رو دوست دارم.
قسمت ۲ .برداشت nام
نميدونم چرا اينطوره؟ اصلا انگار نه انگار كه عيده.هيچ توحال و هواي عيد نيستم.نه حس و حال درس خوندن هست ونه حس و حال كار ديگه اي.فقط دوست دارم برم پاي كامپيوتر بشينم برم اينترنت و وبگردي(ولگردي) كنم.بيرون رفتن رو هم اصلا بيخيال.به قول معروف گفتني از چيز بخار پا ميشه ولي ازرفقاي من نه.همشون يا مسافرتن و اونايي هم كه موندن خونشون همش پاي اين بازي هاي مزخرف هستن.پس خودبخود بايد دور بيرون رفتن رو هم خط كشيد. خدايا چرا 4 تا رفيق درست و حسابي نصيبمون نكردي؟ 
خوب اگه شما جاي من بوديد اوضاعتون از اين بهتر ميشد؟؟بيخيال بابا.عيد من كه حسابي عطل بطل توتوله شد.
فكر كنم كتاب خوندن مثبت ترين كاري بو دكه تو اين روزا انجام دادم.اين روزا دارم كتابي به اسم« ماجراي عجيب سگي در شب» نوشته ي مارك هادون رو ميخونم..بدك نيست .از هيچي بهتره.ماجراي پسري به نام كريستوفر رو روايت ميكنه كه مبتلا به سندرم اوتيسم هست.اون به علت اين بيماري از درك مسائل عادي زندگي عاجزهست ولي هوش فوق العاده اي دارد و دنيارا طور ديگه اي ميبيند. براي خودش تفكرات ديگه اي داره كه اتفاقاخيلي هم جالب هستن.
قسمت سوم رو هم هر وقت حال داشتم مينويسم.فعلا باي باي
پ ن 1:آجيل زياد نخوريد امكان بالا رفتن فشار خونتون هست.شيريني هم ايضا
پ ن2:يه چي ميخواستم بگم ولي يادم رفت.
پ ن3:منو با نظراتون خوشحال كنيد.در ضمن اگه نوشتنم بد هست به بزرگي خودتون ببخشيد.آخه خيلي اهل نوشتن نيستم.
پ ن ۴:راستي تيم ملي رو هم فراموش نكنيد.حتما بازي رو ببينيد.امروز ساعت ۷ بعد از ظهر فراموش نشه.
بوس باي باي  |